قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1563

تاريخ الفي ( فارسى )

البجه ، كه او را « على بابا » گفتندى ، رسيد ، او نيز با چهل هزار شترسوار متوجّه جنگ محمّد بن عبد اللّه شد ، امّا در جنگ كردن درنگ و حيله مىآورد ، و غرضش آن بود كه آذوقهء ايشان آخر شود تا همه به دست آيند . اتّفاقا ، قبل از رسيدن آن جهازات به دو روز ، آذوقهء اكثر لشكريان اهل اسلام آخر شده بود و اضطراب در ميانهء ايشان پيدا شده ، امّا محمّد بن عبد اللّه كه امير لشكر بود مردى مدبّر و مشفق بود ، از آذوقهء خاصهء خود هر يكى را فراخور حال مىرسانيد تا آنكه خبر رسيد كه اينك جهازات آمد و مسلمانان را فرجى عظيم روى نمود . محمّد فرمود تا جميع سپاهيان او در گردن اسب خود جرس بستند و صف بسته متوجّه ملك البجه شدند . ملك البجه نيز لشكر خود را بر شتر سوار كرده متوجّه حرب گرديد . چون صفوف فريقين به مقابل يكديگر رسيدند ، محمّد با جميع لشكر به يك بار بر ايشان حمله آورد و و آواز جرس زمين و زمان را فروگرفت . شتران [ 193 الف ] آن جماعت كه هرگز آواز جرس نشنيده بودند به يك بار رم كرده رو به صحرا نهادند و اكثر سواران خود را بر زمين زده هلاك ساختند . در يك لحظه خلقى بىشمار از ايشان راه صحراى عدم پيش گرفته و بقيّة السّيف گريخته به ثغور و جبال متحصّن شدند . ملك البجه جماعتى در ميان انداخته امان طلبيده اطاعت قبول كرد ، و شرّ آن جماعت از بلاد مسلمانان مندفع گشت . و در اين سال يعقوب قوصره ، كه والى مصر بود ، وفات يافت .